السيد محمد حسين الطهراني

295

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

مانند سنن و قوانين راجع به نكاح و زناشوئى ، زيرا كه انسان مجهّز است به جهاز توالد و تناسل . از اينجا به خوبى روشن مىشود كه : لازم است دين - كه عبارتست از اصول علميّه و سنن و قوانين عمليّه‌اى كه عمل به آنها سعادت حقيقى انسان را تضمين نموده است - اقتضائات خلقت انسان را در اين امور در نظر بگيرد ، و عالم تشريع و شريعت بر عالم تكوين و فطرت منطبق شود . و اينست معناى آنچه را كه گفتيم : دين اسلام فطرى است . و اينست مفاد قول خداوند تعالى : فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ . مراد از فطرت و اسلام و دين الله و سبيل الله ، نزد علّامهء طباطبائى ( قدّه ) 4 - چون دانستى كه معناى فطرى بودن دين چيست ، بنابراين اسلام دين فطرت ناميده مىشود ، به جهت آنكه فطرت انسانى آن را اقتضا مىكند و به سوى آن رهبرى مينمايد . و اسلام ناميده مىشود ، به جهت آنكه در آن تسليم بنده است در برابر اراده خداوند سبحانه در آنچه را كه از او اراده كرده است و خواسته است . و مصداق ارادهء خداوند كه صفت فعل است ( نه صفت ذات ) تجمّع علل و اسبابى است كه در خصوص خلقت انسان با جميع آنچه از مقتضيات تكوين عامّ - بر اقتضاء فعل و يا ترك - اطراف او را فرا گرفته است به كار رفته است . خداوند ميگويد : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ . « 1 » « تحقيقاً دين در نزد خداوند منحصر در دين اسلام است . » و دين الله ناميده مىشود به جهت آنكه آن دينى است كه خداوند از بندگانش خواسته است ، از بجا آوردن افعالى و ترك نمودن اعمالى را بنا بر آنچه

--> ( 1 ) صدر آيه 19 ، از سوره 3 : ءَال عمران